تستهای کنکوری فلسفه و منطق رشته علوم انسانی با پاسخ تشریحی
۱- کدام عبارت نادرست است؟
۱) هر قیاسی دستکم دو مقدمه لازم دارد.
۲) هدف از ساختن قیاس، شناخت قضایای تازه است.
۳) مقدمات قیاس اقترانی باید یک جزء مشترک داشته باشند.
۴) مقدمهای که موضوع و محمول نتیجه در آن باشد، کبری نام دارد.
۲-تعداد کدام یک از محصورات در میان ضروب منتج قیاس اقترانی بیشتر است و کدام شکل ضروب جزئیه بیشتری دارد؟
۱) سالبه جزئیه ـ شکل دوم
۲) سالبه کلیه ـ شکل سوم
۳) موجبه جزئیه ـ شکل سوم
۴) سالبه جزئیه ـ شکل سوم
۳- کدام مورد عبارت را به درستی کامل میکند؟ صرف تفکر …………. انسان را به نتایج جدید برساند؛ …………
۱) نمیتواند ـ زیرا فقط از معلومات پیشین استفاده میکند.
۲) نمیتواند ـ و همواره استفاده از روش تجربی ضرورت دارد.
۳) هم میتواند ـ و همیشه مشاهده و تجربه ضروری نیست.
۴) نمیتواند ـ و باید با حواس، به محتواهای تازه دست یافت.
۴- راه پیدایش قضیه «هر کل از جزء خود بزرگتر است»، کدام است و محتوای آن مناسب کدام صناعت منطقی است؟
۱) حواس ـ برهان
۲) بداهت ـ برهان
۳) بداهت ـ خطابه
۴) دیدن ـ جدل
۵- هرگاه از قضیه »هرگاه شکلی مربع باشد، دارای چهار ضلع است.« نتیجه بگیریم که »ذوزنقه دارای چهار ضلع نیست.«، دچار چه مغالطهای شدهایم؟
۱) ایهام انعکاس
۲) مغالطه در ماده
۳) وضع تالی
۴) رفع مقدم
پاسخ:
۱- گزینه ۴درست است.
گزینههای ۲ ،۱و ۳ بیانگر مطالب درستی هستند، اما ۴نادرست است؛ زیرا در قیاس اقترانی، هرگز اکبر و اصغر در یک مقدمه قرار ندارد. میدانیم که موضوع نتیجه »اصغر« و محمول آن »اکبر« است و این دو حد، در دو مقدمه به نامهای صغری و کبری قرار دارند.
۲- گزینه ۴درست است.
در میان ضروب منتج قیاس اقترانی، سالبۀ جزئیه بیش از سایر محصورات نتیجه گرفته میشود و از میان اشکال چهارگانه، همۀ نتایج شکل سوم و چهارم جزئیه هستند
۳- گزینه ۳درست است.
با توجه به این که انسان در تفکر، با کنار هم گذاشتن معلومات گذشته به مطلب تازهای میرسد، پس همیشه استفاده از حواس و تجربه برای یافتن معلومات تازه ضرورتی ندارد و خود تفکر هم مطلب تازه به انسان میدهد.
۴– گزینه ۲درست است.
قضیۀ »هر کل از جزء خود بزرگتر است« یک قضیۀ بدیهی است و قضایای بدیهی مناسب استفاده در برهان هستند.
۵– گزینه ۴درست است.
مغالطهای که در این جا واقع شده، رفع مقدم است و صورت مغالطه چنین است:
هرگاه شکلی مربع باشد، چهار ضلع دارد.
ذوزنقه مربع نیست.
پس چهار ضلع ندارد.
(هرگاه در قیاس استثنایی متصل، به جای مقدمۀ، دوم، نقیض مقدم را گذاشته و نقیض تالی را نتیجه بگیریم، مغالطهای اتفاق میافتد که به آن رفع مقدم گویند)